تبليغاتX
دکتر علی شریعتی

قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
اینکه علی مزینانی است یا کاهکی.مدت مدیدی باعث اختلاف و رنجش اهالی قدر شناس و حساس این

دو قصبه شده بود کاهکیها استدلال میکردند که به روایت اسناد و گواه خیل کثیری  از مردمان راست گفتار

 شریعتی در کاهک متولد شده و کودکی اش را نیز در همان جا سپری کرده است مزینانی ها هم

استدلال می کردند که شریعتی همه جا خود را مزینانی می داند در کویر نسبش را در مزینان می جوید

و پدرش نیز ضمن تائید  تولدش در کاهک گفته است:

(مگر کسی که در ترن به دنیا بیاید اهل ترن است؟من مزینانی هستم.دکتر مزینانی بود.احسان ما هم مزینانی است)

دامنه اختلاف تا حدی بود که در عبور از کرانه کویر تابلوی(به زادگاه معلم شهید شریعتی خوش آمدید)

گاه بر سر در این آبادی نصب بود و گاه برسر در دیگری.این اختلاف ظاهرا با دخالت جوانانی از هر دو آبادی

که با افکار شریعتی به خویشاوندی رسیده بودند حل شده و قرار بر این شد که شریعتی کاهکی -

مزینانی باشد. (دکتر پوران شریعت رضوی)


سلام بر روزی که زاده شد

دوم آذرماه سالروز تولد اسطوره شجاعت و تفکر دکتر علی شریعتی(ره) گرامی باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت   توسط محسن  | 

نشانه ات را دیدم

به یقین رسیدم

ممنونم ازت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت   توسط محسن  | 

همه ی طبقات آسمان را عروج کردم و هیچ نیافتم.

بر همه ی دریاهای غیب گذشتم و از هر کدام مشتی برگرفتم.

همه ی چشمه سارهای بهشت عدن را سرکشیدم.

از همه ی جرعه ها نوشیدم.

چهره ام را در زیر همه ی باران های بهارین ملکوت گرفتم

و قطره هائی را مزه کردم.

از آب غدیر های بلورینی

که در دل کوه ها و سینه ی دشت های بی کرانه ی ماوراء پراکنده بود

چشیدم

اما زلالی هر کدام را که می دیدم

خوش گواری هر کدام را که می چشیدم

به امید زلال تر و به هوای خوش گوارتر

به سوی دیگری می تاختم.

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت   توسط محسن  | 

آخرین دفاع دکتر مصدق در دادگاه تجدیدنظر سال ۱۳۳۳:

اکنون می خواهم هدفی را که حتی یک روز در زندگی سیاسی خود از آن منحرف نبوده ام به استحضار

دادگاه و هموطنان عزیز برسانم.آری،من در تمام عمر یک هدف بیشتر نداشته ام و آن این بوده است که

ملت ایران بتوانند مستقل و سرافراز زندگی کنند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت   توسط محسن  | 

باشد تا چیزها را چنان ببینیم که هستند...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت   توسط محسن  | 

حقیقت این است که ما موجوداتی ناشناخته ایم و من تنها این را میدانم که باید بهترین چیزی را که در

خود داریم عرضه کنیم.

این تنها چیزی است که می تواند رضایت آفرین باشد.پائولو کو ئیلو

 


پائولو عزیز نمیدونم چرا امشب یکدفعه بیاد تو افتادم ،بدجوری دلم برات تنگ شده،نمیدونم چرا یکدفعه

بیاد سفری افتادم که با هم بودیم ،یادش بخیر چقدر در مسیر جاده سانتیاگو لذت بردیم،هیچوقت 

نمیتونم اون سفر رو فراموش کنم،امیدوارم دوباره با هم در جاده سانتیاگو همسفر بشیم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط محسن  | 

با من آن سان که با جباران و ستمگران سخن می گوئید سخن نگوئید،القاب پرطنطنه برایم به کار نبرید

آن ملاحظه کاری ها و موافقت های مصلحتی که در برابر  مستبدان اظهار می دارند،در برابر من اظهار 

مدارید،با من به سبک سازشکاری معاشرت نکنید،گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود 

بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن

عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر

عادلانه خودداری نکنید.

نهج البلاغه،خطبه ۲۱۴



+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت   توسط محسن  |